تبليغاتX
ایران زمین

به خشنودی اهورامزدا

چو ایــــــــــــــــــــــــــــران مبــادا تن من مباد



نمای از شهر و کاخ شوش

شوش از كهن ترين شهر هاي جهان و به قولي كهن ترين شهر جهان است كه حدود 4000 سال پيش از ميلاد مسيح به عنوان كانون مذهبي ساكنان دشت اطراف بنا نهاده شده است و پس از سال ها حيات پر فراز و نشيب و توام با روز هاي پيروزي و شكست و رونق و ركود و آباداني و ويراني ، با سقوط شاهنشاهي هخامنشي در سال 332 ق.م به مرور در سراشيب افول افتاد و در قرون ميانه ي اسلامي رونق خود را به كل از دست داد و به روستاي كوچكي گرداگرد آرامگاه دانيال نبي (ع) بدل شد.تپه هاي شوش در جوار شهر شوش و تقريباً در 50 كيلومتري جنوب انديمشك واقع شده است . وسعت اين محوطه بنا بر شواهد باستان شناسي نزديك به 400 هكتار است اين محوطه ي پهناور در بين دو رود بزرگ كرخه ( در غرب ) و دز ( تقريباً در شرق ) جاي گرفته است. بيش از 150 سال از آغاز اولين كاوش باستان شناسي در شوش مي گذرد و در اين مدت نشانه هايي از تمدن هاي آغاز هزاره ي چهارم پيش از ميلاد تا قرن سيزدهم ميلادي ( قرن هفتم هجري قمري ) در آن شناسايي شده است . اين تمدن ها در كنار يا روي هم قرار دارند و بدون هيچ وقفه طولاني تداوم داشته اند. لايه هاي باستاني با بيش از 5000 سال قدمت بر روي تپه هاي طبيعي شكل گرفته و تكوين يافته است بدين سان كه لايه نخستين با اولين سكونت انسان يعني لايه 27 شوش ( در تپه ارگ ) بر روي ارتفاعي بوجود امده است كه ار سطح زمين هاي مجاور حدود 10 متر بالاتر است. چنين به نظر مي رسد كه در اين لايه ابتدا معبد عظيمي ساخته مي شود كه در گرداگرد آن مراكز سكونتي ايجاد شده است . شوش در اين هسته ي اوليه تمام تجربيات گذشته و فرهنگ هاي همجوار را در خود جمع كرده است . آثار سفالي و سنگي آن نمونه هاي ارزنده اي است كه از نظر ظرافت و زيبايي تفاوت نسبتاٌ زيادي با گذشته دارند.از سوي ديگر وضعيت اجتماعي به گونه اي است كه زندگي بشر وارد مرحله اي تازه شده است . وجود همين معبد بزرگ خشتي نشانه اي براي تجمع و شهر نشيني و تشكيل سازمان هاي جديد شهري است. اين دوره كه به دوره آ« شوش يك آ» معروف است سراغاز تمدن هاي ديگري است كه به بيش از 5000 سال ادامه يافته است. شوش با داشتن معبدي بزرگ به مرور مركزيت كليه مناطق مسكوني در دشت خوزستان را به دست آورد.



طرح گل نبشته مكشوفه از شوش به خط پيش عيلامي ، تصويري مربوط به متون تجاري و اقتصادي

شوش در سده هاي پاياني هزاره چهارم يعني حدود 3200 سال پيش از ميلاد وارد مرحله ي نويني شد كه به دوره آ« پيدايش خط آ» معروف است. زندگي در شوش تا اين تاريخ فقط منحصر به تپه ارگ يا آكروپل است. در سده هاي آغازين هزاره سوم كه ... (به ادامه مطلب مراجعه کنید)


ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد 1387 ساعت 22:18 توسط فرحزادیان


[ ) ] [  ] [ 5 ]


معرفي شهر سوخته (شهري با قدمت 3000 سال)



شهر سوخته (Burned City) در ۵۶ كيلومتري زابل در استان سيستان و بلوچستان و در حاشيه جاده زابل - زاهدان واقع شده است. اين شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از ميلاد پايه گذاري شده و مردم اين شهر در چهار دوره بين سال‌هاي ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از ميلاد در آن سكونت داشته اند.


تاريخچه تحقيقات

كلنل بيت، يكي از ماموران نظامي بريتانيا از نخستين كساني است كه در دوره قاجار و پس از بازديد از سيستان به اين محوطه اشاره كرده و نخستين كسي است كه در خاطراتش اين محوطه را شهر سوخته ناميده و آثار باقيمانده از آتش سوزي را ديده است. پس از او سر اورل اشتين با بازديد از اين محوطه در اوايل سده حاضر، اطلاعات مفيدي در خصوص اين محوطه بيان كرده است. بعد از او شهر سوخته توسط باستان‌شناسان ايتاليايي به سرپرستي مارتيسو توزي از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۷ مورد بررسي و كاوش قرار گرفت. اين شهر يكي از آثارتاريخي استان سيستان و بلوچستان به شمار مي آيد. تاريخچه اين شهر به چهار قرن قبل از ميلاد مسيح باز مي گرددم.



جغرافيا و محيط زيست شهر سوخته

بر مبناي يافته‌هاي باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هكتار وسعت دارد و بقاياي آن نشان مي‌‌دهد كه اين شهر داراي پنج بخش مسكوني واقع در شمال شرقي شهر سوخته، بخش‌هاي مركزي، منطقه صنعتي، بناهاي يادماني و گورستان است كه به صورت تپه‌هاي متوالي و چسبيده به هم واقع شده اند. هشتاد هكتار شهر سوخته بخش مسكوني بوده است.

تحقيقات نشان داده است اين محوطه بر خلاف اكنون كه محيط زيست كاملاً بياباني دارد و فقط درختان گز در آنجا ديده مي‌‌شود، در پنج هزار سال قبل از ميلاد منطقه‌اي سبز و خرم با پوشش گياهي متنوع و بسيار مطلوب بوده و درختان بيد مجنون، افرا و سپيدار در آنجا فراوان وجود داشته است. در آن دوران نيز اين منطقه بسيار گرم بوده، اما آب رودخانه هيرمند و شعباتش به خوبي زمين‌هاي كشاورزي شهر سوخته را سيراب مي‌‌كرده است.

درياچه هامون در ۳۲۰۰ قبل از ميلاد درياچه‌اي بزرگ و پرآب بوده و رودها و شاخه‌هاي قوي از آن منشعب مي‌‌شده و در اطراف آن نيزارهاي وسيعي وجود داشته است. در بررسي‌هاي منطقه‌اي در اطراف شهر سوخته بستر رودخانه‌هاي مختلف و آبراه‌هايي پيدا شده كه به مزارع كشاورزي شهر سوخته آب مي‌‌رسانده اند. در اولين فصل كاوش در شهر سوخته كوچه‌ها و خانه‌هاي منظم، لوله كشي آب و فاضلاب با لوله‌هاي سفالي پيدا شد كه نشان دهنده وجود برنامه ريزي شهري در اين شهر است.


صنعت و مشاغل در شهر سوخته

شهر سوخته مركز بسياري از فعاليت‌هاي صنعتي و هنري بوده، در فصل ششم كاوش در شهر سوخته نمونه‌هاي جالب و بديعي از زيورآلات به دست آمد. در جريان حفاري‌هاي فصلهاي گذشته در شهر سوخته مشخص شد كه با توجه به صنعتي بودن شهر سوخته و وجود كارگاه‌هاي صنعتي ساخت سفال و جواهرات در اين منطقه، ساكنان شهر سوخته از درختان موجود در طبيعت محوطه براي سوخت استفاده مي‌‌كرده اند. شهر سوخته مركز بسياري از فعاليت‌هاي صنعتي و هنري بوده، در فصل ششم كاوش در شهر سوخته نمونه‌هاي جالب و بديعي از زيورآلات به دست آمد.

باستان شناسان با يافتن مهره‌ها و گردنبندهايي از لاجورد و طلا در يك گور در باره روشهاي ساخت ورقه‌ها و مفتول‌هاي طلايي به تحقيق پرداختند و دريافتند صنعتگران شهر سوخته با ابزار بسيار ابتدايي ابتدا صفحه‌هاي طلايي بسياز نازك به قطر كمتر از يك ميليمتر تهيه كرده و بعد آنها را به شكل لوله‌هاي استوانه‌اي درمي آوردند و پس از اتصال دو سوي ورقه‌ها به يكديگر مهره‌هاي سنگ لاجورد را در ميان آن قرار مي‌‌دادند.

در شهرسوخته انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي، معرق كاري، انواع پارچه و حصير يافت شده كه معرف وجود چندين نوع صنعت، به ويژه صنعت پيشرفته پارچه بافي در آنجاست. تاكنون ۱۲ نوع بافت پارچه يكرنگ و چند رنگ و قلاب ماهيگيري در شهر سوخته به دست آمده و مشخص شده مردم اين شهر با استفاده از نيزارهاي باتلاق‌هاي اطراف هامون سبد و حصير مي‌‌بافتند و از اين ني‌ها براي درست كردن سقف هم استفاده مي‌‌كردند. صيد ماهي و بافت تورهاي ماهيگيري نيز از ديگر مشاغل مردمان شهر سوخته بوده است.


چشم مصنوعي در شهر سوخته

براي نخستين بار در شهر سوخته يك چشم مصنوعي متعلق به ۴۸۰۰ سال پيش كشف شد. به نقل از روابط عمومي پژوهشگاه سازمان ميراث فرهنگي، سيد منصور سيد سجادي سرپرست گروه باستان شناسي شهر سوخته با اعلام اين مطلب گفت: اين چشم متعلق به زني تنومند ۲۵ تا ۳۰ ساله است كه در قبر شماره ۶۷۰۵ منطقه گورستان مدفون بوده است. وي با اشاره به مطالعات اوليه كه بيانگر وجود آثار آبسه در زير طاق ابرو است افزود: به علت طول زمان زيادي كه بخش زيرين چشم مصنوعي با پلك در تماس بوده آثار ارگانيكي پلك چشم در روي ان قابل رويت است.

سجادي در خصوص جنس چشم مصنوعي اظهار داشت: جنس و ماده چشم ياد شده هنوز مشخص نيست و تشخيص آن به آزمايش هاي بعدي موكول شده اما به نظر مي رسد در ساخت اين چشم از قير طبيعي كه با نوعي چربي جانوري مخلوط شده استفاده شده است. سرپرست هيأت باستان شناسي شهر سوخته خاطرنشان كرد: در روي اين چشم مصنوعي ريزترين مويرگ هاي داخل چشم توسط مفتول هاي طلايي به قطر كمتر از نيم ميليمتري طراحي شده اند. وي تصريح كرد: مردمك اين چشم در وسط طراحي شده و تعدادي خطوط موازي كه تقريبا يك لوزي را تشكيل مي دهند در پيرامون مردمك ديده مي شود و از دو سوراخ جانبي واقع در دو سوي اين چشم مصنوعي جهت نگهداري و اتصال آن به حدقه چشم استفاده مي شده است.

سجادي ادامه داد: بررسي هاي انسان شناسانه نشان داده كه به احتمال زياد اين زن داراي سني بين ۲۵ تا ۳۰سال و دو رگه بوده است. در اين قبر همچنين ظرف هاي سفالي، مهره هاي تزييني، يك كيسه چرمي و يك آينه مفرغي يافته شده است. قدمت اين قبر و چشم مصنوعي يافت شده به حدود ۴۸۰۰ سال پيش از اين مي‌رسد بررسي و مطالعه به منظور دستيابي به اطلاعات بيشتر در مورد اين چشم و اسكلت ادامه دارد...


اسرار شهر سوخته

اسرار شهر سوخته زابل كه بهشت باستان شناسان دنيا نام گرفته همچنان براي بشر پنهان مانده است.
شهري كه روزگاري مركز تجاري، صنعتي مردم در پنج هزار سال قبل بود امروز به عنوان محوطه سوخته نام برده شده و هر سال بخشي از اسرارش براي همگان آشكارمي‌شود.

شهرسوخته زابل شهري پنج هزارساله در دل كويراست كه با آشكار شدن اسرار نهفته‌اش در هر فصل كاوش توسط باستان شناسان ، مردم دنيا و به خصوص محققان را حيرت زده مي‌كند.
با گذر در محور زابل به زاهدان در ‪ ۵۵‬كيلومتري زابل و در حاشيه جاده ، تپه‌هايي مرتفع مشاهده مي‌شود كه در كوير خشك و سوزان سيستان خودنمايي مي كند.

كاخ شهر سوخته نخستين بخش از تمدن كهن اين محوطه منحصر به فرد است كه در زواياي مختلف هر رهگذري را بي‌گمان به سوي خود مي‌كشاند.
باستان شناسان و محققان داخلي و خارجي با دستان پرتوان و انديشه خود تاكنون توانسته‌اند اسرار و رازهاي نهفته‌اي را از نحوه سكونت مردمان پنج هزار سال قبل در محوطه‌اي كه معلوم نيست آن زمان چه نام داشت كشف كنند.
شهرباستاني سوخته متعلق به ‪ ۳۲۰۰‬قبل ازميلاد ابتدا توسط باستان شناسان و محققاني ازايران و ايتاليا در سال ‪ ۱۳۴۶‬شمسي به سرپرستي "موريسيو توزي" مورد كاوش و تحقيق قرار گرفته است.

شهرسوخته در همجواري يكي از دلتاهاي رود هيرمند قرار دارد و از مهمترين مراكز دوران مفرغ در شرق ايران بشمار مي‌رفت.
اين شهر با ‪ ۱۵۰‬هكتار وسعت پس از ‪ ۹۰۰‬سال رونق و شور و نشاط به يك‌باره و به صورت ناگهاني از بين رفته است.
براساس آثار موجود و مكشوفه باستاني، سرزمين سيستان و بخصوص شهر سوخته از گذشته‌هاي دور داراي تمدن و فرهنگ بسيار شكوفا بوده‌است.
اين منطقه به لحاظ موقعيت خاص اقليمي، سياسي و فرهنگي مركز ارتباطات تمدن‌هاي بزرگ ماوراالنهرين، بين النهرين و هند و چين به شمار مي‌رفته است.

اندك شهرهاي باستاني شامل شوش ، تپه مليان در ايران و موهنجارو در پاكستان تنها از لحاظ قدمت با شهر شهرسوخته زابل برابري دارند.
بر اساس كاوش‌هاي انجام شده تاكنون شهرسوخته زابل از پنج بخش شامل گورستان، منطقه مسكوني، بناهاي يادماني ، صنعتي و بخش مركزي تشكيل شده است.
شهرسوخته و تمدن هوشمند و خلاق آن به عنوان بزرگترين استقرار شهرنشيني درنيمه شرقي فلات ايران نمونه‌اي منحصر به فرد و حكايت گر واقعي علم، صنعت و فرهنگ گذشته‌هاي دور سيستان است.
پس از پيروزي شكوهمند انقلاب، كاوش‌هاي جدي اين محوطه بي‌نظير توسط هيات ايراني به سرپرستي دكتر "سيدمنصور سيد سجادي " آغاز شد تا اسرار پنهان شده در كوير سيستان به جهانيان معرفي شود.
شهرسوخته تاكنون با فعاليت باستان شناسان و محققان با انجام ‪ ۹‬فصل كاوش به جهانيان معرفي شده است.
البته كارشناسان معتقدند كه تاكنون با انجام اين ‪ ۹‬فصل تنها چهار درصد از شهر سوخته مورد حفاري و تحقيق قرار گرفته است.
آثار بدست آمده از فصول مختلف كاوش در شهر سوخته وجود علوم و صنايع مختلف را در اين مكان براي مردم دنيا به اثبات رسانده است.
علم رياضيات با كشف خط كشي از چوب آبنوس با دقت نيم ميليمتر، صنعت جواهرسازي، هوش بالا با كشف انواع بازي‌هاي فكري، پزشكي با انجام نخستين عمل جراحي مغز و سزارين و دامداري نمونه‌اي از افتخارات ساكنان سرزمين سيستان و به ويژه شهر سوخته در پنج هزار سال قبل است.
مهمتر از همه كشف جامي كه بر روي آن نخستين انيميشن دنيا حكاكي شده اهميت شهر سوخته زابل را چنان زياد كرده كه روز به روز بر تعداد علاقه- مندان به تاريخ و تمدن سيستان افزوده است.

اين جام نقش بزي را نشان مي‌دهد كه با پنج حركت براي خوردن برگ به بالاي درخت مي‌پرد.
خودكفا بودن اقتصاد در شهر سوخته يكي از نكته‌هاي مهم است كه كمتر مي توان در محوطه‌هايي با قدمت مشابه جست و جو كرد.
شواهد مكتوب نشان مي‌دهد كه پيش از آغاز كاوش‌هاي شهر سوخته بسياري از باستان شناسان بر اين باور بودند كه مراكز فرهنگي وتمدني در ميان رودان و جنوب غربي ايران واقع شده است.
در واقع دوره‌هاي دوم و سوم كه مربوط به اواسط دوران مفرغ است دوره‌هاي شكوفايي شهر سوخته بشمار مي‌روند.

وجود اشيا و سنگ‌هايي كه مواد اوليه آن متعلق به منطقه شهر سوخته نيست نشان مي‌دهد كه شهر سوخته در دوره زندگي فعال خود با تعدادي از شهرها و مراكز باستاني همزمان روابط اقتصادي محكمي داشته است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل در آخرين فصل كاوش در مورد آخرين يافته‌هاي كاوش دراين شهرباستاني به خبرنگارايرنا گفت : تحقيقات بر روي آثار مكشوفه از مناطق مسكوني و گورستان شهر سوخته نشان مي دهد مردم اين شهر در چهار دوره استقراري بين سال‌هاي ‪ ۱۸۰۰‬تا ‪ ۳۲۰۰‬قبل از ميلاد سكونت داشته اند.
دكتر سيدمنصورسيد سجادي يكي از دلايل نامگذاري شهرسوخته به اين نام را سوختن شهر طي دو مرحله در ‪ ۲۷۰۰‬و ‪ ۲۴۰۰‬قبل از ميلاد ذكر كرد.
وي ادامه داد: تا پيش از آغاز كاوش در شهرسوخته، بسياري از باستان شناسان و محققان بر اين باور بودند كه مراكز فرهنگي و تمدني تنها در ميان رودان، بين النهرين و جنوب غربي ايران قرار دارد.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل افزود : عمده فعاليت باستان شناسان و محققان در فصل نهم، كاوش در گورستان، بناهاي يادماني و منطقه مسكوني متمركز بوده است.

سجادي بابيان اينكه كاوش كامل در شهر سوخته چهار نسل به طول مي‌انجامد، گفت: باستان شناسان در طول فصول كاوش تاكنون تنها توانسته‌اند درصد كمي از اين شهر باستاني را مورد كاوش و تحقيق قرار دهند.
وي افزود: براي انجام هر فصل كاوش در شهر سوخته حداقل دو سال مطالعه نياز است.
وي حضور ‪ ۱۶‬نفر فارغ التحصيل بومي دانشگاه زابل و زاهدان همراه باستان شناسان براي انجام كاوش را يكي از موارد مهم در فصل نهم كاوش ذكر كرد و گفت : نيروهاي بومي اين استان از استعداد خوبي برخوردار هستند.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته زابل همچنين حضور متخصصاني از كشورهاي خارجي براي انجام كاوش و تحقيق بر آثار كشف شده را بسيار مهم دانست و افزود: هيچ زمان يك تيم به تنهايي نمي‌تواند به نتايج درست و اهداف كلي برسد.
سجادي ادامه داد: هر ساله در فصول كاوش در شهر سوخته از محققاني در رشته هاي گياه باستان شناسي، زمين شناسي، انسان شناسي، جغرافياي طبيعي و پزشكي كمك گرفته مي‌شود. سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته در عين حال اين محوطه و به ويژه گورستان آن را به دليل وجود اشيا و ابزار مختلف بسيار غني تر از ديگر محوطه‌هاي باستاني توصيف كرد.
سجادي اظهارداشت: درگورستان شهرسوخته انواع مختلف گياهان، مواد غذايي سفال ، ابزار بازي ،انواع پارچه رنگي و وسايل آرايشي كشف شده كه اين خصوصيات شهرسوخته را نسبت به ديگر محوطه‌هاي باستاني متمايز مي‌كند.
وي بيان كرد: با تحقيقات بر روي پارچه‌هاي رنگي كشف شده در شهرسوخته به اين نتيجه رسيديم كه بزرگترين مجموعه پارچه و مواد اورگانيكي دنيا در اين شهر وجود دارد.
او پارچه‌هاي كشف شده درشهرسوخته زابل را بيش از ‪ ۱۲‬نوع عنوان كرد و گفت: تحقيقات بيشتر برروي اين پارچه‌ها همچنان ادامه خواهد داشت.
وي شهر سوخته را از لحاظ تقسيم بندي در بين ديگر محوطه‌هاي باستاني دنيا بي نظير دانست و افزود : تقسيم بندي محله‌هاي مختلف شامل منطقه سكونت ، بناهاي يادماني و محل كارگاهاي صنعتي مساله‌اي است كه درهيچ شهر باستاني وجود ندارد.

وي ادامه داد: تحقيقها نشان مي‌دهد كه نزديك به ‪ ۴۰‬هزار قبر با بيش از چهارميليارد ماده فرهنگي در گورستان ‪ ۲۵‬هكتاري اين شهر وجود دارد.
او گفت: دو نمونه ازگورهاي كشف شده درگورستان شهرسوخته سردابه‌اي و بقيه ساده بوده است.
وي اضافه كرد: تاكنون ‪ ۹‬نمونه گور و نحوه تدفين مردگان در شهرسوخته زابل كشف شده‌است.
پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل از سال گذشته فعاليت حرفه‌اي خود را به نحو چشمگيري در منطقه سيستان در ‪ ۵۶‬كيلومتري زابل آغاز كرده است.
اين پايگاه با بهره‌گيري از كارشناسان مجرب در بخشهايي از جمله باستان شناسي، رايانه، انسان شناسي و ثبت توانسته نقش بسزايي در معرفي و شناخت هر چه بهتر شهر سوخته به دنيا ايفا كند.
مدير پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل در گفت و گو با ايرنا گفت: طرح جامع شهر سوخته در حال اجراست.
عليرضا خسروي افزود: در اجراي اين طرح برنامه‌ها و اقدامهاي مختلفي از جمله طبقه بندي سفال ، تهيه بانك اسناد و مدارك و شناسايي تپه‌هاي اقماري اجرا مي‌شود.

وي ادامه داد: براي نخستين بار با مشخص شدن جايگاه اعتباري ويژه براي پايگاه بين‌المللي شهر سوخته اين پايگاه و محوطه آن توسعه مي‌يابد.
او اظهارداشت: با پيگيري مدير كل ميراث فرهنگي و گردشگري سيستان و بلوچستان و به خصوص حمايت استاندار اعتبار ويژه‌اي به پايگاه شهرسوخته اختصاص يافته است.
مدير پايگاه بين‌المللي شهرسوخته گفت: بخشي از اعتبار براي ساماندهي محوطه و اجراي طرح جامع مطالعاتي اين شهر تخصيص يافته است.
خسروي افزود: پايگاه بين‌المللي شهرسوخته بزودي به يك مركز بزرگ پژوهشي تبديل خواهد شد.
وي همچنين از تهيه نقشه ديجيتالي شهر سوخته خبر داد و اظهارداشت: پس از شناسايي تپه‌هاي اقماري شهر سوخته نسبت به تهيه اين نقشه اقدام مي‌شود.
مدير پايگاه بين‌المللي شهر سوخته زابل گفت: تاكنون ‪ ۲۰۵‬تپه اقماري در اين محوطه كشف شده است.
خسروي با بيان اينكه ‪ ۱۰۳‬تپه از مجموع تپه‌هاي كشف شده مربوط به امسال است، اظهارداشت: شهرسوخته زابل از حيث كشف تپه‌هاي اقماري در بين شهرهاي باستاني كشور ركورد دار است.
خسروي ابراز اميدواري كرد كه در مجموع بيش از يك هزار تپه اقماري در اين شهر باستاني شناسايي شود.
وي بيان كرد: تلاش مي‌شود تا پايان امسال ‪ ۴۰۰‬تپه اقماري در اين منطقه تاريخي مورد شناسايي قرار گيرد.
كارشناسان معتقدند كه ساكنان شهر سوخته به علت همراه گذاشتن اشيا، ابزار كار، موادغذايي و آرايشي در گور مردگانشان به زندگي پس از مرگ اعتقاد داشته اند.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته گفت: كشف مهرهاي استوانه‌اي و مسطح نشان از بالابودن اقتصاد ساكنان شهر سوخته دارد.
سجادي افزود: البته بيشتر مهرها در گورهاي زنان شهرسوخته يافت شده كه نشان مي‌دهد اقتصاد اين شهر در آن زمان در اختيار اين قشر بوده است.
سجادي ادامه داد: در دنياي باستان از مهرها به عنوان ابزار كنترل اقتصاد جوامع ياد مي‌شود.
او گفت: دربرخي موارد، مهرهاي شاخصي كشف شده كه سوراخي به اندازه رد شدن يك تارموي انسان از آن وجود دارد.
وي بابيان اينكه تاكنون طي ‪ ۹‬فصل كاوش كتيبه و ياآرشيو اين شهركشف نشده است، افزود: درصورت پيدا شدن اين كتيبه مي‌توان اطلاعات دقيقي از اين محوطه منحصر به فرد بدست آورد.
سرپرست تيم باستان شناسي شهر سوخته اضافه كرد: تحقيقات نشان مي‌دهد كه ساكنان شهرسوخته به ديگر نقاط پيام ارسال مي‌كردند.
وي جمعيت شهر سوخته در پنج هزار سال قبل را بر اساس تحقيقهاي صورت گرفته بيش از ‪ ۱۲‬تا ‪ ۱۵‬هزار نفر ذكر كرد. او ادامه داد: در فصل نهم كاوش ، غير از حفاري‌هاي مركزي گورستان تعداد شش گمانه ‪ ۱۰۰‬متري در شهر سوخته حفر و مورد كاوش قرار گرفته است.
وي گفت: پارسال دربخش مركزي گورستان ‪ ۱۰۹‬قبر مورد حفاري قرار گرفت كه در نهايت ‪ ۱۴۲‬اسكلت پيدا شده است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهر سوخته اعلام كرد: سال گذشته در فصل نهم كاوش تعداد قبور حفاري شده نسبت به ديگر فصل‌ها بيشتر بود.
سجادي ادامه داد: البته اسكلت‌هاي پيدا شده داخل قبور در فصل نهم شكسته و پوسيده بود.

وي افزود: براي باستان شناسان پوسيدگي و شكسته بودن اسكلت‌ها و اشيا نمي تواند از لحاظ علمي و فني مانعي در تحقيق باشد.
وي بااشاره به كشف دو سبد حصيري در گورستان شهر سوخته زابل اظهارداشت : اين دوسبد نيز در گورستان شهرسوخته در كنار گور دختر جواني كشف شده است.
وي بااشاره به مشخصه‌هاي ظاهري اين دو سبد گفت: اين سبدها از جنس حصيري با استفاده از ني‌هاي درياچه هامون بافته شده‌اند و به طور كامل سالم است.
سرپرست تيم باستان شناسي بين‌المللي شهرسوخته زابل بابيان اينكه اين دو سبد يا زنبيل تنها نمونه‌هاي واقعي در هزاره سوم قبل از ميلاد است، افزود: در داخل اين سبدها توده پارچه‌اي بسيار ظريف سوخته و نيز يك كيسه چرمي پيدا شده است.
سجادي دليل سالم ماندن سبدهاي حصيري در گورستان شهرسوخته را خاك مناسب و شرايط آب و هوايي اين محوطه ذكر كرد.
وي ادامه گفت: تاكنون كتب متعددي به زبان‌هاي روسي ، فارسي، انگليسي، آلماني و فرانسوي از يافته‌ها و خصوصيات منحصر به فرد شهر سوخته چاپ و منتشر شده است.
شهر سوخته از لحاظ تحقيقات انسان شناسي نيز براي كارشناسان و محققان آزمايشگاهي منحصر به فرد به شمار مي‌رود.
اين محوطه تاريخي بهترين پايگاه باستان شناسي دنيا براي انجام تحقيقات بر روي منابع انساني است.
در گورستان شهر سوخته انواع اسكلت‌ها از يك تا ‪ ۱۰۰‬درصد پوسيدگي يافت شده است.
به دليل وجود خاك مناسب ، اسكلت‌هاي سالم متعددي نيز در گورستان شهر سوخته پيدا شده است.
باستان شناسان توانسته‌اند در فصول مختلف كاوش ‪ ۵۰۰‬اسكلت انسان در سنين و اندازه‌هاي مختلف از گورستان كشف كنند.

تحقيقات كارشناسان و انسان شناسان نشان مي‌دهد كه وجود بيماري ستون فقرات و چسبندگي مهره‌ها عارضه‌اي مشترك بين زنان و مردان اين شهر پنج هزار ساله بوده است.
قديمي‌ترين اسكلت يافت شده از گورستان شهر سوخته متعلق به مردي با قد يك متر و ‪ ۹۰‬سانتي متر است.
ايجاد نخستين كارگاه دايمي مرمت آثار فرهنگي يكي ديگر از اقداماتي بود كه در پايگاه بين‌المللي شهر سوخته ايجاد شده است.
ايجاد اين كارگاه كه دانشجويان رشته مرمت دانشگاه زابل نيز همكاري دارند گام مهمي براي شناسايي هر چه بيشتر قابليت‌هاي سيستان است.
آثار كشف شده و شواهد موجود نشان مي‌دهد كه زنان شهر سوخته در پنج هزار سال قبل در كنار مردان سرگرم امور معاش زندگي بوده‌اند.
درشرايط حاضر كه نزديك به دو هزار سال از پايان استقرار انسان در شهر سوخته زابل گذشته انواع سفالينه‌ها و ظروف سنگي شكسته در سطح محوطه وسيع اين شهر پيدا مي‌شود.
اين ظروف و سفالينه‌هاي شكسته به همراه انواع پارچه، حصير و چوب نشان مي دهد كه اين سرزمين روزگاري يكي از نقاط غني جهان در پنج هزارسال قبل بوده است.
طراحي تمبر نخستين انيميشن كشف شده جهان در شهر سوخته يكي از آخرين برنامه‌هاي شاخص كارشناسان پايگاه بين‌المللي اين محوطه است كه با موفقيت انجام شد.
بر روي اين تمبر نقشه شهر سوخته به همراه جام منقش به تصوير طراحي شده است.
فصل دهم كاوشهاي باستانشناسي بزودي با حضور كارشناسان اين رشته در شهر سوخته آغاز مي‌شود تا بار ديگر اسراري نهفته از دل خروارها خاك بيرون كشيده شود.

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 18:45 توسط فرحزادیان


[ ) ] [  ] [ 5 ]




از دشت‌ها و كوه‌ها كه بگذري و به سوي مركز ايران بروي، آن سوي يك دشت سه،چهاركيلومتري، در شمال كوه مهر(رحمت)، دنباله غربي حسين‌كوه از دور نمايان است. اندكي نزديك‌تر، نقش چند صليب بزرگ بر ديواره عمودي حسين‌كوه پديدار مي‌شود و سرانجام از بالاي تپه‌اي در جلوه كوه، «نقش رستم» رخ مي‌نمايد. سينه جنوبي حسين‌كوه در اينجا به‌طور طبيعي به ‌صورت يك پرده بزرگ نمايشي به بلندي 70متر و پهناي 200متر درآمده است.در سمت راست اين ديواره با زاويه‌اي، پرده نمايش ديگري به پهناي 30متر قرار دارد. دو سلسله هخامنشي و ساساني به‌خوبي متوجه نماي خاص اين تكه كوه شده و به نحو شايسته‌اي از آن استفاده كرده‌اند.

هر يك از سه نقش بزرگ صليب‌شكل روبه‌رو و يك نقش در سمت راست زاويه‌ كوه، آرامگاه يكي از شا‌هان هخامنشي است. كمي پايين‌تر از سطح سه آرامگاه روبه‌رو، شاهان ساساني نقش‌هاي برجسته‌اي از خود باقي گذاشته‌اند.

در سمت چپ و اندكي جلوتر از ديواره كوه، برج سنگي مربع‌شكلي نمايان است كه گويي نيمي از آن در خاك فرورفته. اينجا «كعبه زرتشت» خوانده شده و از آثار مسلم هخامنشي است. در آخر سينه كوه كه ديده نمي‌شود، يكي،دو نقش ديگر ساساني وجود دارد.

كف زمين اينجا در جلو ديواره كوه 10متر بالاتر از كف واقعي آن در زمان گذشته است. بر اثر جمع‌شدن خاك و خاشاك و سنگ، سطح اين مكان بالا آمده است. كف حقيقي زمين، پايه «كعبه زرتشت» است.



آرامگاه «كورش» ساختمان كاملاً مشخص و جداافتاده‌اي در جلگه «پاسارگاد» در چهل كيلومتري «تخت جمشيد» است. جايگزين‌كردن آرامگاه شاه در سينه كوه، يكي از ابتكارات «داريوش» بود. شاه‌هاي بعدي سلسله هخامنشي به پيروي از او آرامگاه خود را به همان شكل و ابعاد در  سينه كوه‌ها ساختند.

شايد ملكه يا افراد بسيار نزديك به شاه هم در همان آرامگاه جا داده مي‌شدند، زيرا در داخل هر يك از آرامگاه‌ها بيش از يك تابوت سنگي وجود دارد. شايد اشياي گرانمايه يا سلاح شخصي شاه هم در كنار او گذاشته مي‌شد كه البته هم اكنون چيزي از دستبرد دزدان در امان نمانده است.

امروزه آرامگاه هر يك از شاهان هخامنشي در نقش رستم شناسايي شده كه از سمت راست به چپ، به اين ترتيب است.

آرامگاه تكي در ديواره راست زاويه، از آنِ خشايارشاه (456 – 468 پ. م) است. نقش‌هاي برجسته‌ اين آرامگاه از لحاظ هنر سنگتراشي از ظرافت خاصي برخوردار است زيرا در زمان اين شاه، هنر هخامنشي به اوج تكامل خود رسيده بود.

اولين آرامگاه بر ديوار روبه‌رويي كوه متعلق به داريوش است(486- 522پ. م). آرامگاه بعدي در سمت چپ آن متعلق به اردشير اول (424-465 پ.م) است كه پس از خشايارشاه بر تخت نشست. سومين يا آخرين آرامگاه در سمت چپ بر ديوار روبه‌رو هم متعلق به داريوش دوم (404- 423 پ.م) است.

پس از داريوش دوم، ديگر در نقش رستم جا نبود و به‌ناچار دو شاه بعدي، اردشير دوم (359 – 404 پ. م) و  اردشير سوم (338 – 358 پ.م)، آرامگاه‌هاي خود را در دامنه كوه مهر مشرف به سكوي تخت جمشيد ساختند.

داريوش سوم آخرين پادشاه هخامنشي (336 – 330 پ. م) به دست يكي از سردارانش به نام بسوس(Bessus) در نزديكي درياي مازندران از پاي درآمد.

پلوتارك (Plutarch) مي‌نويسد كه يكي از سربازان اسكندر، به هنگام مرگ شاه فرارسيد. داريوش از او آب خواست. پس از نوشيدن آب و پيش از جان‌سپردن، داريوش اظهار تأسف مي‌كند كه در موقعيتي نيست كه بتواند به نحوي شايسته از آن مرد تشكر كند. ساختمان آرامگاه هر شاه در دوران شاهي او شروع مي‌شد. داريوش سوم نگون‌بخت فرصت نيافت ساختمان آرامگاه خود را تمام كند. آرامگاه او امروزه در گوشه جنوبي و كمي دورتر از سكوي تخت جمشيد به همان حالت نيمه‌تمام، باقي مانده است.



به اين ترتيب جز آرامگاه كمبوجيه، جانشين كورش بزرگ كه سرنوشت جنازه‌اش پس از بازگشت از مصر معلوم نشد، آرامگاه يكايك پادشاهان هخامنشي شناسايي شده است.

نماي جلويي هر يك از آرامگاه‌ها، چه در نقش رستم و چه در تخت جمشيد، سه بخش افقي دارد؛ بخش بالايي به نمايش يك صحنه از مراسم ديني و درباري اختصاص يافته است. بخش مستطيل شكل مياني كه حالت صليب بزرگي به تمامي نما داده  ورودي آرامگاه است. بخش پاييني نيز صاف و خالي از نقش است.

در بخش بالايي، نقش شاه ديده مي‌‌شود كه در لباس «پارسي» در سمت چپ صحنه روي يك سكوي سه پله‌اي ايستاده و به شعله‌هاي آتشي مي‌نگرد كه از يك آتشدان زبانه مي‌كشد. او در دست چپ كمان گرفته و دست راستش را با كف باز به سوي آتش بلند كرده است. در گوشه بالاي سمت راست صحنه، نشان گردي است با خط منحني كه شايد مظهر خورشيد و هلال ماه باشد. در بالاي همان نقش، انسان بال‌دار («فر ‎ْشاهي» بنابر نظريه استاد شهبازي) ديده مي‌شود كه حلقه‌اي در يك دست گرفته و دست ديگر را به نشان تبرك بلند كرده است. شماري از افسران «پارسي» و «مادي» يا بزرگ‌زادگان ايراني در كنار ايستاده‌اند.

هم شاه و هم آتشدان جلو او روي يك تخت روان به شكل كرسي قرار دارند كه 28 نماينده كشورهاي تابعه به عنوان «تخت­رانان» آن را روي دست‌هاي خود بلند كرده‌اند.



در آرامگاه داريوش بزرگ، كتيبه‌اي پشت نقش شاه و همچنين ميان دو نيمه‌ستون مركزي ديده مي‌شود كه در آن از يكايك «تخت‌رانان» نام برده شده كه كمك شاياني به شناسايي دقيق اين افراد كرده است. در همين كتيبه، داريوش بزرگ خود را معرفي كرده و سپس مي‌گويد:

«...آن‌كه دوست من بوده است، او را ثروتمندانه پاداش داده‌ام. به خواست اهورامزدا، اينها هستند كشورهايي كه من تسخير كردم، بيرون از كشور پارس. بر آنها حكومت كردم، آنها هديه آوردند و آنچه من دستور دادم انجام گرفت. قانون من محكم بود. اگر تو فكر كني [بپرسي] كشورهايي كه داريوش‌شاه داشت كدامند، بنگر به آنان كه تخت مرا بلند كرده‌اند و آنها را خواهي شناخت... آن‌گاه خواهي دانست كه نيزه مرد پارسي دور رفته است، آن‌گاه خواهي دانست كه مرد پارسي دور از ايران نبرد كرده است».

با كمي دقت مي‌توان ديد كه پايه‌هاي كرسي شاه، چندانگشتي از زمين بلند شده؛ يعني به حركت درآمده است. چون «تخت‌رانان» زير كرسي ديد كافي نداشتند، فرد ديگري بايد يكي از پايه‌هاي كرسي را از بيرون مي‌گرفت، در حالي كه فرد ديگري پايه ديگر كرسي را گرفته آن را مي‌كشيد. اين فرد دومي در سمت راست كرسي قرار گرفته، اما دست‌هايش را به‌طور غيرطبيعي به سمت عقب برده است.



بخش مربع‌شكل مياني نماي آرامگاه كه باز هم براي تمام آرامگاه‌ها يكسان است، بناي جلويي يك ايوان كاخ هخامنشي را نشان مي‌دهد. اين ايوان چهار نيمه‌ستون با سرستون‌هاي گاو دوسر دارد كه تير چوبي زير سقف را بر دوش خود نگه‌داشته‌اند. لبه سقف با دندانه مزين شده است. درگاهي ميان دو ستون وسطي كه به داخل آرامگاه راه دارد به چهار تكه افقي تقسيم شده است. سه تكه بالايي، كاملا سنگي بوده، تكه پاييني به عرض 5/1متر از دو لنگه در تشكيل شده كه بر پاشنه در مي‌گشتند. بي‌شك هدف اين بود كه پس از دفن شاه، آرامگاه براي ابد بسته بماند اما با گذشت زمان و شايد اندكي پس از انقراض شاهنشاهي هخامنشي، آرامگاه‌ها يكي پس از ديگري شكافته شد و هرچه از اشياي گرانبها در آن بود به تاراج رفت.

معضل خط آهن:

اين روزها اجراي طرح راه‌آهن شيراز ـ اصفهان كه مطالعات آن در سال1373 آغاز شده، با سرعت بيشتري درحال پي‌گيري است. بر اساس اين طرح، خط‌ آهن از نزديكي نقش رستم مي‌گذرد.

از سوي ديگر كارشناسان بنياد پارسه ـ پاسارگاد كه سرگرم ثبت نقش رستم در فهرست آثار جهاني هستند،‌ معتقدند كه اين راه‌آهن به مجموعه باستاني نقش رستم آسيب رسانده و از ثبت جهاني آن جلوگيري مي‌كند.

آنها معتقدند راه‌آهن هم‌اكنون از فاصله 359متري نقش رستم مي‌گذرد كه اين فاصله بايد تا 900متر افزايش يابد. در نشستي كه روز 13آذرماه با هدف بررسي مسائل طرح‌شده ميان وزارت راه و ترابري و سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري برگزار شد، ضمن تاكيد بر اهميت حفظ و صيانت از ميراث فرهنگي، پروژه راه‌آهن به‌مدت يك‌ماه براي گرفتن تصميم و انتخاب بهترين مسير كه در حريم شهر استخر واقع نشود، متوقف شد.

نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 23:12 توسط فرحزادیان


[ ) ] [  ] [ 5 ]



تاريخچه نام ايران (ائيرينه وئجه)

این واژه در فرس هخامنشی آریا و در پهلوی اران است و آریارامنا (آریارمن) نام جد داریوش بزرگ مشتق شده از همین واژه می باشد. ائیرین در اشتات یشت بند یکم و در دو سیروزه کوچک و بزرگ بند نهم آمده است که به عنوان صفت استفاده شده است.
سرزمين ورجاوند (جاودانه) ايران يكي از گهواره هاي تاريخ و تمدن بشري محسوب مي شود كه هميشه صحنه ساز دلاوري - مردانگي - روحيه ظلم ستيزي - موسيقي عرفاني و پرمعنا - ادبيات نيك و سترگ - منابع طبيعي و اهواريي ارزشمند - آب و هوايي چهارفصل و معتدل - تاريخ و فرهنگي بس بزرگ و كهن بوده است كه بسيار اندك فساد اخلاقي و فحشا را در كل تاريخش شاهد بوده است . نام اين سرزمين نيز مانند ديگر نعمات بزرگ اش داري پشتوانه اي بس طولاني ٫ زيبا و پر معنا مي باشد . واژه ايران كنوني از واژههاي كهن هزاران ساله برداشت شده است. ائيرينه - ائيرينه وئيجه : Go to fullsize image

ائيرينه:

اين واژه در فرس هخامنشي آريا و در پهلوي اران است و آريارامنا (آريارمن) نام جد داريوش بزرگ مشتق شده از همين واژه مي باشد. ائيرين در اشتات يشت بند يكم و در ... (به ادامه متن مراجعه کنید)

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 ساعت 19:30 توسط فرحزادیان


[ ) ] [  ] [ 5 ]


صفحه نخست | پست الکترونیک | بلاگفا | قالب های پارسی

Designed by Mehran Rostami . Copyright © 2006-07 ParsiTheme.blogfa.com